فایل صوتی یه دقیقه ای در مورد کل این مقاله
آبرو داریه ما آخر شما را شیر کرد
فهرست مطالب
تکیه نعلی از الاغی را چنین شمشیر کرد …
حرمت نانو نمک بود دلیل این سکوت
این سکوت ما شما را یاغی و تسخیر کرد…
سید محمد علی طباطبایی |یاسین
این شعر و در ادامه تیکه تیکه میکنم براتون ولی اول تکلیف رو مشخص کنیم. این بحثی که میخوایم باز کنیم، داستان من و تو یا یه درگیری دمِ دستی نیست. این یه تحلیل کلیه؛ یه رصد دقیق از یه الگوی ثابت که همیشه تو اجتماع وجود داره. داستان آدمایی که اصول دارن، قدرت دارن، ولی عمداً سکوت میکنن تا شأن و پرستیژشون حفظ بشه. شاید بگی چرا میگن گرگ باش و این حرفا چون تو بازی زندگی، میتونی بلد بازی باشی.
یه جورایی، این سکوت شبیه عقبنشینی به نظر میاد، ولی در واقع اوج کنترله. ما داریم از قوانین نانوشتهی بازی قدرت حرف میزنیم؛ جایی که وقتی آدم حسابیها ساکت میشن، یه سری بیوزن این سکوت رو میذارن پای چراغ سبز و هار میشن. پس اینی که میخونی، روایت شخصی نیست؛ یه کالبدشکافی تیز و دقیق از همون لحظهایه که استاندارد رو حفظ میکنی.
مهر تایید روی شخصیت خودت
ببین رفیق، اعتبار ما رو کی میده؟ خودمون. آبروی ما توی جیب کسی نیست که، بخوایم واسه اثباتش خودمون رو تو باتلاق هیاهو بندازیم. آبرو یه مهر تایید روی شخصیت و استاندارد های خودمونه نه برداشت دیگران نسبت به ما.
مصراع اول: آبرو داریه ما آخر شما را شیر کرد:
خب پس استاندادر های شخصیتی ما در حدی هست که نباید خودمون با یک سری نزاع های بی مورد و پوچ درگیر کنیم با آدم هایی که استاندارد شخصیتشون چند لول پایین تره.
استاندارد شخصیت هر کسی و خودش تعیین میکنه و بعدش به بیرون ساطع میشه. تو یه آدم و ببینی که خجالتی هست از بیرون هم مشخصه و یه آدم با اعتماد به نفس هم قشنگ مشخصه. خب وقتی یکی سطح خودشو پایین میدونه و از طرفی قصد داره مثلا یک نزاعی و با تو شروع کنه، تو اگه بخوای بری تو بازیش یعنی چند لول اومدی پایین.
بهترین چیز اینجا سکوت ما است.
مصراع دوم: تکیه نعلی از الاغی را چنین شمشیر کرد …
سکوت کن و همون که میخواست تو رو وارد بازی خودش کنه تا با واکنش تو برای خودش امتیاز بگیره و نادیده بگیر. باطن الاغ و بذار ظاهر گلادیاتور شمشیر به دست هم بگیره. تهش پوچی میمونه.
مصراع سوم: حرمت نانو نمک بود دلیل این سکوت
این تیکه و اصا قبول ندارم و ترجیح میدم بازش نکنم و به نظرم بحث نون و نمک نباید دلیلی بر احترام یا عدم احترام به یه شخصی باشه.
مصراع چهارم: این سکوت ما شما را یاغی و تسخیر کرد…
شما فکر کردید با این جسارتها، مستقل و پیروز شدید؟ نه. سکوت ما شما رو به یک یاغی تبدیل کرد. یاغی کسیه که قانون رو زیر پا میذاره، اما در نهایت، شکست خورده و اسیر عواقب عمل خودشه. این سکوت، شما رو تو یه بازی انداخت که برنده نهاییاش ما هستیم. چون شما رو به جایی رسوند که خودتون رو نابود کنید.
شما تسخیر شدید، نه توسط کلمات ما، بلکه توسط غرور کاذبی که سکوت ما بهتون داد. و این، نهایت قدرتِ مدیریت از راه دوره. اینجا است که میفهمی سکوت ما دارک ترین واکنشی از سمت ما بود در برابر بازی ای که شروع کردی.
و حالا غرور کاذب تهش چیه؟
تهش پرت شدن از پرتگاه … حالا اگه میخوای بدونی چطور توی این بازیِ قدرت، شکار نشی و ذهنیتت رو درست کنی، مقاله قوانین گرگ بودن رو حتما بخون، خیلی به دردت میخوره
سلام و ادب ممنونم که شعر بنده رو نشر دادید و بهتره نام شاعر رو درج کنید (سید محمد علی طباطبایی |یاسین)
حتما دوست عزیز | بازنشر شعرت تو یه ریلز اینستاگرام بود اونم بدون نام عزیزم. ولی اگه شعر خودت باشه، حتما درج میشه نامت و قلم قوی هم داری و حق نوشتی در این حد که من اومدم شعرتو شکافتم انقدر حق بود.