تمام نوشته های الان صرفا در مورد روابط شخصی و سطحی امروزی نیست و شما خودتون متوجه میشید که به موارد با مقیاس خیلی بزرگتر اشاره شده.
داشتم فکر میکردم که چی میشه که یه شخصی تو زندگی اش به مرحله ای برسه که نبودش باعث خوشحالی یک جمعیت کثیری بشه. یه چیزی همیشه هست که باید سرلوحه قرار بدیم و اونم یعنی انسانیت.
انسانیت نباشه تهش میشیم یک انسانی با وزن اضافی تو این جهان. اون انسانیت و زنده نگه دارید همیشه. محبوبیت خریدنی نیست. محبوبیت باید دلی باشه. اگه دنبال منافع شخصی ات باشی خب تا یه جایی خوبه ولی یه جایی تو رو تبدیل به یه حیوان میکنه:
- برای اون منافع شخصیات به شخص یا اشخاصی ضربه بزنی
- برای اون منافع شخصیات به جسم و روح کسی آسیب بزنی
- برای منافع شخصیاتتعدادی و زیرپا بذاری
- برای اون منافع شخصیات با دروغپراکنی سعی کنی امتیاز بگیری
- برای اونمنافعشخصیات سعی کنی نقاب قهرمانی و به چهرت بزنی که نیستی
تهش و تهش این جهان با برنامه ای که میچینه برات، جوری پرتت میکنه پایین که ذوق امید و توی دل جمعیت کثیری زنده کنه. اللهوکیلی یه وقتایی تو میای یه حرکتایی میزنی حتی خود ما یه حرکتایی میزنیم و همه ما یه تایمی گندهگویی کردیم و یه شیطنت هایی داشتیم ولی اگه اون انسانیت درونمون باشه؛ از عمد و آگاهانه نمیایم زخم بزنیم به یه شخصی.
انسان باشیم، دلمون نمیاد آسیب بزنیم حتی اگه بتونیم. انسان باشیم ممکنه خیلی ها رو از زندگی بندازیم بیرون ولی به خودمون اجازه نمیدیم که بهش آسیب بزنیم. به موقعاش نیاز باشه آسیب هم میزنیم البته و این قانون جنگلی که همین جامعه به ما یاد داده و همیشه یه سلاح قلاف هم داریم پنهونی که به موقع اش رو میکنیم و در کنارش زبونمون میتونه شخصیت هر کسی و در کسری از ثانیه پودر کنه ولی آیا این جذابه؟
- اینکه من بیام یکی و به روشی ضربه بزنم جذابه؟
- اینکه من بیام یکیو کوچیکش کنم جذابه؟
- اینکه من بیام یکی و به روحش آسیب بزنم جذابه
برای من که جذابیتی نداره. مثلا:
- من سرمو بالا بگریم چرا؟ چون کاری کردم چند نفر نتونستن سر بلند کنن.
- من حس قدرت کنم چرا؟ چون چند نفر و تخریب شخصیتی کردم.
- من حس پیروزی بگیرم، چرا؟ چون چند نفر و شکست دادم.
مگه جنگه؟ چی فکر کردی با خودت. این گفته های من بازم اشاره میکنم که این نوشته های من به ارتباطات اشاره نمیکنه. توی بحث روابط همه چی فرق داره، تو میتونی زخم هم بزنی ولی اگه حس کنی نیازه. توی بحث روابط یا یکیو باهاش اوکی هستی یا اوکی نیستی. اوکی بودی سلام چطوری و اوکی نبودی، میذاریش کنار. دیگه جنگ نداره و دشمن سازی فلانی دشمنه منه. ولکن بابا یا اوکیاید با هم یا تو زندگیت نیست و تمام، اون شخص میتونه همسرت یا پارتنرت یا رفیقت یا فامیلت باشه.
حالا فکرشو بکن بیایم به تعداد خیلی زیادی این زخما رو بزنیم و نابودشون کنیم؟ چی فکر کردی با خودت خب تو انسان نیستی دیگه. مشتی جهان حساب کتاب داره و شب میخوابی صبح بلند میشی میبینی عه 1-2-3 و حتی فرصت نمیکنی اشهد بخونی.
خب پس همه ما خصلت شیطانیهامون درونمون رخنه کرده و همه ما بخش تاریک تو شخصیتمون داریم ولی باید یاد بگیریم به کی و چه تایمی ازشون اسفاده کنیم. اینکه تو تر و خشک و با هم بسوزونی و راحت از ابزارایی که داری، بخوای همرو تحت فشار بذاری خب تهش کیش و مات.
نظری ندارم! اولین نفر باشید.