این دو بیتی که مینویسم در ادامه مصداق خیلی یعنی درصد خیلی زیادی از آدماس که بد نیست بیشتر بررسی اش کنیم.
فهرست مطالب
گوشِخرکوتاهکردیاسبشدیآیامگر؟!
جانِ من،ذاتیستبعضیویژگیهایبشر؛#علیـصاحبکار
خیلی از آدمایی که همه میشناسیم و یا به طور کلی تو مقیاس جامعه سعی میکنن گوش خر کوتاه کننن تا اسب جلوه کنن ولی دریغ از اینکه، نمیدونن که ذاتشون چیز دیگه است که درونشون و فریاد میزنه. این مقاله به شخص یا اشخاص خاصی اشاره نمی که و کلی گویی کردم.
وقتی درونت نیک باشه نیاز به گوش خر کوتاه کردن نداری چون از درون یه اسب نجیبی و اون لحظه که تو از درون یک پوچی داشته باشی، سعی کنی خودتو تغییر بدی و لباس تو عوض کنی و پوشش و نوع گفتار و نوع رفتار و نوع برخورد تو عوض کنی، هیچی به هیچی؟ چرا؟ چون ذاتت تغییر نکرده و نقابت عوض شده گلم.
تغییرات ظاهری و سطحی، جوهره وجودی انسان را تغییر نمیدهد.
- آدم بی برنامه با خرید یه دفتار برنامه ریزی، با برنامه نمیشه.
- آدم دروغ گو، با هر تغییر رفتاری راستگو نمیشه.
- آدمی که قیمت ذات و شخصیتش پایینه، با هر تغییری گرون جلوه داده میشه
- و …
بخش ویژه مقاله: از تغییرات الکی تا تحول واقعی
قراره اینجا چی بخونی؟
خب، اگه تا اینجای مقاله رو خوندی، دیگه میدونی که قضیه چیه. فهمیدی که تغییرات سطحی و ظاهری، هیچوقت نمیتونن ذات تو رو عوض کنن. فهمیدی که کوتاه کردن گوش خر، آدم رو اسب نمیکنه.
اما سوال بزرگ اینجاست: خب، پس چیکار باید کرد؟
این بخش ویژه دقیقاً برای همینه. اینجا دیگه قرار نیست فقط شعر رو تفسیر کنم یا بگم چرا فلان کار غلطه. اینجا قراره بریم سراغ راه حل. قراره بهت بگم که چطور میتونی از اون آدمی که گوش خر رو کوتاه میکنه، تبدیل بشی به یه آدمی که از درون تغییر کرده؛ یعنی همون «اسب» واقعی.
پس اگه واقعاً دلت میخواد بدون این تغییرات و تحولات الکی رو رها کنی و بری سراغ یه تغییر ریشهای و بنیادین، تا آخرش با من بمون. قراره باهات از چیزهایی بگم که شاید تا حالا بهش فکر نکرده باشی.
چرا تغییرات قبلیات هیچوقت جواب نداد؟
بیا اول یه راست بریم سراغ اصل ماجرا. اگه تو هم جزو اون دستهای که بارها و بارها سعی کردی خودت رو تغییر بدی، اما هیچوقت نتیجهی موندگاری نگرفتی، بدون که تنها نیستی. خیلی از آدمها این چرخهی معیوب رو بارها و بارها تجربه میکنن:
۱. خرید وسایل جدید برای ایجاد انگیزه: مثلاً یه دفتر برنامهریزی خوشگل میخری، فکر میکنی دیگه منظم میشی. اما بعد از یکی دو هفته، دفتر میشه یه وسیلهی تزئینی تو قفسه.
۲. تغییر ظاهر برای تغییر شخصیت: یه مدل موی جدید، یه کت و شلوار شیک، حتی یه عینک آفتابی جدید. فکر میکنی با این کارا آدم دیگهای میشی. اما وقتی به آیینه نگاه میکنی، هنوز همون آدم قبلی رو میبینی، فقط با یه پوستهی جدید.
۳. تغییر رفتار در جمع: جلوی بقیه سعی میکنی جدیتر، منطقیتر، یا خوشبرخوردتر باشی. اما وقتی تنها میشی، میبینی که هنوز همون آدم قبلی هستی با همون فکرا و احساسا.
۴. تغییر کلام و نوع گفتار: سعی میکنی مؤدبتر حرف بزنی، یا از اصطلاحات جدید استفاده کنی. اما بازم ته دلت میدونی که این یه نقابه، نه یه تغییر واقعی.
چرا این اتفاق میافته؟ چون همهی این تغییرات، سطحی و ظاهری میشه عزیز دل من. مثل این میمونه که بخوای یه درخت کهنه رو با رنگ کردن برگهاش، تازه کنی. رنگ که بره، برگا برمیگردن به حالت قبل. برای تغییر واقعی، باید بری سراغ ریشه.
خب، دیگه در ادامه بریم سراغ اصل کار. قراره بهت ۷ گام عملی بگم که با انجامشون، بری دست بذاری رو اون تغییر بنیادی درون خودت و کم کم از درون جوری تغییر کنی که بیرون هم این تغییرات و به چشم ببینی
|
این محتوا فقط برای اعضای ویژه ادامه دارد!این تنها بخش کوچکی از مجموعهٔ تحلیلی و تخصصی ماست که فقط با فعالسازی عضویت ویژه (VIP Membership) در دسترس شما خواهد بود.
کمترین بهای دانش شما. |

نظری ندارم! اولین نفر باشید.